درباره ما

به قلم محسن میرزایی روزنامه‌نگار و تاریخ‌نگار ایرانی

حوادث امروز خاورمیانه ریشه در رویدادهای سالیان گذشته این منطقه دارد و اگر کسی بخواهد به تحلیل وقایع این منطقه پر حادثه جهان بپردازد بدون اطلاع از ریشه این رویدادها قادر به تحلیل درست مسائل نخواهد بود. ۵۰ سال پیش من گاه به تنهایی و گاه به همراه دوستان عزیزی که متاسفانه در گذشتند، دست به کاری زدیم که تازگی داشت و آن استفاده از روزنامه‌ها و مطبوعات برای عرضه و تحلیل مسایل تاریخی بود. اکنون ۵۰ سال از آن تاریخ می‌گذرد و بسیاری از رُجال فرهنگی و سیاسی آن زمان روی در نقاب خواب کشیدند.

آنچه در این وب‌سایت آمده و خواهد آمد نتیجه مساعی این گروه است و باید به این نکته توجه کرد که اگر چنین تلاشی صورت نگرفته بود بسیاری از مسایل تاریخی در پرده ابهام باقی می‌ماند. اینک با درود به روان پاک دوستان از دست رفته‌ام مقالات و دست آوردهای قلمی این فرهیختگان را این بار در فضای مجازی منتشر می‌کنم. امید آن که مورد استفاده نسل جوان قرار گیرد. اگر بگویم که بحث‌های تاریخی را این نگارنده برای نخستین بار وارد مطبوعات کرده است سخنی به گزاف نگفته‌ام و خوشبختانه زمانی که ۵۰ سال پیش این کار را آغاز کردیم، بسیاری از دانشمندان و شخصیت‌ها و رُجال دست اندرکار فرهنگ و سیاست در قید حیات بودند و شخصیتی همچون فریدون آدمیت در آثار خود به نوشته‌های ما ارجاع می‌دادند که جای بسی افتخار بود و این کار اگر در سال‌های بعد آغاز می‌شد تدارک این چنین گزارش‌های مستندی امکان پذیر نبود. داستان این تلاش‌ها را از دهه ۵۰ آغاز می‌کنم.

من به تاریخ علاقه زیادی داشتم به ویژه خاطرات بزرگان و سیاستمداران. در خانواده ما که در صحنه سیاست فرهنگ پیشینه طولانی دارد اسنادی وجود داشت و این اسناد در اتاقی بر روی هم انباشته بود و من به دنبال جمع کردن تمبرهای قدیمی گاهی به آن اتاق مخفیانه دستبرد می‌زدم، وقتی بزرگتر شدم به ویژه هنگامی که در مطبوعات آغاز به کار کردم تصمیم گرفتم که با استفاده از اسناد خانوادگی گزارش‌هایی تهیه کنم و در روزنامه‌ها به چاپ برسانم. از آنجا که توضیح آنچه در سر دارم و كاري كه در صدد انجام آن هستم، دشوار است، تصمیم گرفتم که در خارج از  روزنامه با استفاده از اسناد خانوادگی صفحاتی را تولید کنم که نیازی به توضیح نداشته باشد از این رو با خرج خودم صفحاتی چند در یکی از چاپخانه‌ها فراهم آوردم و این صفحات صحافی شد و در یک مجلد زیبا به مرحوم فرهاد مسعودی دادم. توضیح این نکته را لازم می‌دانم که در آن زمان عباس مسعودی در گذشته بود و مدیریت روزنامه را فرهاد بر عهده داشت. فقدان شخصیت مدیر و مدبری چون عباس مسعودی موجب اختلال امور روزنامه از جمله پایین آمدن تیراژ آن روزنامه شده و کیهان از اطلاعات در عالم رقابت پیشی گرفته و موقعیت برای تحولی اساسی فراهم آمده بود.

باری صفحات آماده شده را فرهاد مسعودی برای بررسی به چند سازمان ذیربط ارسال داشت و همگی آن را تایید کردند. اقدام بعدی تشکیل مرکز پژوهش های تاریخی روزنامه اطلاعات بود که من چند تن از سرشناس‌ترین نویسندگان آن روزگار را برای همکاری دعوت کردم و در حالی که آن بزرگواران از نظر سنی از من بزرگتر و در کار مطبوعات باسابقه تر بودند مدیریت مرا بر آن مجموعه پذیرفتند. متاسفانه در حال حاضر جز این نگارنده و یک نفر دیگر هیچ یک از افراد آن گروه در قید حیات نیستند. گزارش‌هایی که اینک ملاحظه می‌فرمایید حاصل این تلاش و در حقیقت جای پای ورود تاریخ به روزنامه‌ها است و پیش از آن چنین کاری که مداومت داشته باشد به وجود نیامده بود.